آدرس جدید:
www.di-na.blogfa.com
+ نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:36 PM توسط دختر شيطان |
![]()
![]()
![]()
![]()
من دیگه حال ندارم بیام نت
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 10:35 PM توسط دختر شيطان |
I don't mind this empty room And I like it when I'm alone
اين اتاق خالي برايم مهم نيست. حتي در تنهايم دوستش دارم
I'm trying not to think about you, I'm not waiting by the telephone
نمي خواهم به تو فکر کنم. منتظر تلفن هم نيستم
I'm watching a late night movie; where the lover say goodbye
فيلم آخر شب را نگاه مي کنم. صحنه وداع دو عاشق
And it's really getting to me, and tears are in my heart
قلبم به درد مي آيد و اشک ها در قلبم جمع مي شوند
But I'm not crying, I'm not crying over you. I'm over you
اما من گريه نمي کنم. من به خاطر تو گريه نمي کنم. از تو دل بريده ام
I go out with all of my friends, and I'm hardly at home
با دوستانم بيرون مي روم. به ندرت خانه ام
You know things just couldn't be better; I have read it in my horoscope
مي داني اوضاع بهتر نمي شود. اين را در طالع ام خوانده ام
I might take a walk past your house,for atrip down memory lane
شايد از کنار خانه ات بگذرم. سفري به کوچه پس کوچه هاي خاطره
You may see me at your window, Standing in the pouring rain
شايد مرا از پنجره ات ايستاده در شرشر باران ببيني
But I'm not crying, I'm not crying over you. I'm over you
اما من گريه نمي کنم. من به خاطر تو گريه نمي کنم. از تو دل بريده ام
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 11:15 PM توسط دختر شيطان |
کیه که آخر دیوونگیه واسه چشات
کیه جز من که میمیره واسه لحن خنده هات
کی برات قصه میگه شبا که خوابت نمیره
کیه پا به پات میاد وقتی که بارون میگیره
کیه وقتی تشنته تو ابرا بلوا میکنه
اگه یه جرعه بخوای کویر رو دریا میکنه
یه شب موی تو رو به صدتا مهتاب نمیده
خودش میسوزه ولی تن به سایه و آب نمیده
اون منم که عاشقونه شعر چشماتو میگفتم
هنوزم خیس چشمام وقتی یاد تو می افتم
هنوزم میای تو خوابم تو شبای پر ستاره
هنوزم میگم خدایا کاشکی برگرده دوباره
اون منم که عاشقونه شعر چشماتو میگفتم
هنوزم خیس چشمام وقتی یاد تو می افتم
هنوزم میای تو خوابم تو شبای پر ستاره
هنوزم میگم خدایا کاشکی برگرده دوباره
اون منم...
+ نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 11:30 PM توسط دختر شيطان |
+ نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 10:23 PM توسط دختر شيطان |
نم نم باران
صورتم را شست! وقتی صدای زن غریبه مدام در گوشم زمزمه می کرد: "مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد!"
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 10:35 PM توسط دختر شيطان |
این بار... پاکت نامه را، خالی فرستادم !!! کلمات، احساسات را محدود می کند!! این بار نیز... جوابی نده...
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 10:33 PM توسط دختر شيطان |
من یه وب دیگه زدم دوست داشتید برید ببینید
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 10:34 PM توسط دختر شيطان |
من که دیگه دارم میرم
نگی رفت و حرفی نزد
خدانگهدارت باشه
گرچه دلم رنجید ازت
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 6:28 PM توسط دختر شيطان |
مرد بيکاري براي سِمَتِ آبدارچي در مايکروسافت تقاضا داد. رئيس هيئت مديره باهاش مصاحبه کرد و تميز کردن زمين رو به عنوان نمونه کار ديد و گفت:
«شما استخدام شدين، آدرس ايميلتون رو بدين تا فرمهاي مربوطه رو براتون بفرستم تا پر کنين و همينطور تاريخي که بايد کار رو شروع کنين...»
مرد جواب داد: «اما من کامپيوتر ندارم، ايميل هم ندارم!»
رئيس هيئت مديره گفت: «متأسفم. اگه ايميل ندارين، يعني شما وجود خارجي ندارين و کسي که وجود خارجي نداره، شغل هم نميتونه داشته باشه.»
مرد در کمال نوميدي اونجا رو ترک کرد. نميدونست با تنها 10 دلاري که در جيبش داشت چه کار کنه. تصميم گرفت به سوپرمارکتي بره و يک صندوق 10 کيلويي گوجهفرنگي بخره. يعد به در خونه ها رفت و گوجهفرنگيها رو فروخت. در کمتر ازدو ساعت، تونست سرمايش رو دو برابر کنه. اين عمل رو سه بار تکرار کرد و با 60 دلار به خونه برگشت.
مرد فهميد ميتونه به اين طريق زندگيش رو بگذرونه، و شروع کرد به اين که هر روز زودتر بره و ديرتر برگرده خونه. درنتيجه پولش هر روز دو يا سه برابر ميشد. به زودي يه گاري خريد، بعد يه کاميون، و به زودي ناوگان خودش رو در خط ترانزيت (پخش محصولات) داشت...
پنج سال بعد، مرد ديگه يکي از بزرگترين خردهفروشان آمريکاست. شروع کرد تا براي آيندهي خانوادش برنامهريزي کنه، و تصميم گرفت بيمهي عمر بگيره. به يه نمايندگي بيمه زنگ زد و سرويسي رو انتخاب کرد. وقتي صحبتشون به نتيجه رسيد، نمايندهي بيمه از آدرس ايميل مرد پرسيد. مرد جواب داد: «من ايميل ندارم.»
نمايندهي بيمه با کنجکاوي پرسيد: «شما ايميل ندارين، ولي با اين حال تونستين يک امپراتوري در شغل خودتون به وجود بيارين. ميتونين فکر کنين به کجاها ميرسيدين اگه يه ايميل هم داشتين؟»
مرد براي مدتي فکر کرد و گفت: آره! احتمالاً ميشدم يه آبدارچي در شرکت مايکروسافت
بی ربط:
زندگی کردن تلف بودن پلاسیدن
نطفه ای را پرورش دادن برای زندگی کردن
و این تکرار تکرار است
و من تکرار تکرارم
.
.
.
بعد من نام مرا باران وباد
نرم می شوید از رخسار سنگ
گور من گمنام می ماند به راه
فارغ از افسانه های نام و ننگ
فروغ.....
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 11:35 PM توسط دختر شيطان |
نمک رو زخم من نپاش تویی تنها دلخوشیم
غیر مستقیم تیکه ننداز نگو مال هم نمی شیم
از رو دلسوزی می خندی میگی همش تو فکرمی
چرا زورکی واسه من از عاشقی دم می زنی
حالا که می خوای بری نمی خواد بهم بگی
عاشقمی و من و خیلی دوسم داری
واسه ی نبودنم خدا خدا نکن
وقتی که رفتی از پیشم پشتتم نگاه نکن
می خوای بزاری بری ببینی بعد تو من
با کسه دیگه ای یم یا فقط تو کف تو ام
این که من تو رو می خوام معلومه غیر مستقیم
آره تو من و نمی خواستی بود عیب تو همین
حالا که می خوای بری نمی خواد بهم بگی
عاشقمی و من و خیلی دوسم داری
واسه ی نبودنم خدا خدا نکن
وقتی که رفتی از پیشم پشتتم نگاه نکن
تیکه می ندازی که باید بری غیر مستقیم
برو ولی یه درصد فکر نکن قید تو زدیم
خواستی دلمو ببری بردی خداییشم
تنها بدی عشق اینه عاشقا جدا می شن
ازت ممنونم اگه واسم دل می سوزونی تو
آره ممنونم اگه هنوزم به فکرمی تو
بگو اندازه من کی می خوره غم تو
راستی راستی نمی خوای بیام به دیدن تو
برو حالا که دوسم نداشتی تو بزار برو
برو نمی خواد به پای من بسوزی و بسازی
برو نمی خواد که واسه من عشق تو ببازی
حالا که داغی میگی داری میری ما رو حلال کن
بدیها رو ببخش می دونم خوبیا رو الان تو
حق داری نبینی و بگی بد بودم همش
اگه تا الانم با من موندی ممنونم ازت
آره ممنونم اگه با هر ساز من رقصیدی
تو راستی راستی عروسک ناز من تقصیری
نداشتی که نذاشتی من داشته باشم تو رو
حالا که دل تو موندنتو نخواسته با من برو
حالا که می خوای بری نمی خواد بهم بگی
عاشقمی و من و خیلی دوسم داری
واسه ی نبودنم خدا خدا نکن
وقتی که رفتی از پیشم پشتتم نگاه نکن
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 11:20 PM توسط دختر شيطان |
مهم ترین اصل موفقیت فردی و کاری این است:شما همانی می شوید که اغلب به آن فکر می کنید. آنچه احساس و عکس العمل شما را تعیین می کند اتفاقی نیست که برای شما رخ می دهد بلکه چگونگی دیدگاه و تفکر شما نسبت به آن است. همچنین این دنیای بیرونی نیست که شرایط و موقعیت های زندگی شما را تعیین می کند بلکه دنیای درونی شما خالق این شرایط است. هر چه را که قلباْ به آن اعتقاد داشته باشید واقعیت زندگی شما می شود. و در نهایت : شما لزوماْ آنچه را که می بینید باور نمی کنید بلکه آنچه را باور دارید می بینید
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 11:10 PM توسط دختر شيطان |
سلام بهونه قشنگ من برای زندگی
آره باز منم همون دیوونه ی همیشگی
فدای مهربونیات چه مکنی با سرنوشت
دلم برات تنگ شده بود این نامه رو واست نوشت
حال من رو اگه بخوای رنگ گلای قالیه
جای نگاهت بد جوری تو صحن چشمام خالیه
ابرا همه پیش منن اینجا هوا پر از غمه
از غصه هام هر چی بگم جون خودت بازم کمه
دیشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون
فریاد زدم یا تو بیا یا من و پیشت برسون
فدای تو! نمی دونی بی تو چه دردی کشیدم
حقیقت رو واست بگم به آخر خط رسیدم
رفتی و من تنها شدم با غصه های زندگی
قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگی
نمی دونی چه قدر دلم تنگه برای دیدنت
برای مهربونیات نوازشات بوسیدنت
به خاطرت مونده یکی همیشه چشم به راهته
یه قلب تنها و کبود هلک یه نگاهته
من می دونم همین روزا عشق من از یادت میره
بعدش خبر میدن بیا که داره دوستت میمیره
روزات بلنده یا کوتاه دوست شدی اونجا با کسی
بیشتر از این من و نذار تو غصه و دلواپسی
یه وقت من و گم نکنی تو دود اون شهر غریب
یه سرزمین غربته با صد نیرنگ و فریب
فدای تو یه وقت شبا بی خوابی خستت نکنه
غم غریبی عزیزم زرد و شکستت نکنه
چادر شب لطیف تو از روت شبا پس نزنی
تنگ بلور آب تو یه وقت ناغافل نشکنی
اگه واست زحمتی نیست بر سر عهد مون بمون
منم تو رو سپردم دست خدای مهربون
راستی دیروز بارون اومد من و خیالت تر شدیم
رفتیم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شدیم
از وقتی رفتی آسمونمون پر کبوتره
زخم دلم خوب نشده از وقتی رفتی بد تره
غصه نخور تا تو بیای حال منم این جوریه
سرفه های مکررم مال هوای دوریه
گلدون شمعدونی مونم عجیب واست دلواپسه
مثه یه بچه که بار اوله میره مدرسه
تو از خودت برام بگو بدون من خوش میگذره ؟
دلت می خواد می اومدم یا تنها رفتی بهتره
از وقتی رفتی تو چشام فقط شده کاسه خون
همش یه چشمم به دره چشم دیگم به آسمون
یادت می آد گریه هامو ریختم کنار پنجره
داد کشیدم تو رو خدا نامه بده یادت نره
یادت میآد خندیدی و گفتی حالا بذار برم
تو رفتی و من تا حالا کنار در منتظرم
امروز دیدم دیگه داری من رو فراموش می کنی
فانوس آرزوهامونو داری خاموش میکنی
گفتم واست نامه بدم نگی عجب چه بی وفاست
با این که من خوب می دونم جواب نامه با خداست
عکسای نازنین تو با چند تا گل کنارمه
یه بغض کهنه چند روزه دائم در انتظارمه
تنها دلیل زندگی با یه غمی دوست دارم
داغ دلم تازه میشه اسمت و وقتی می آرم
وقتی تو نیستی چه کنم با این دل بهونه گیر
مگه نگفتم چشمات رو از چشم من هیچ وقت نگیر
حرف منو به دل نگیر همش مال غریبیه
تو رفتی و من غریب شدم چه دنیای عجیبیه
زودتر بیا بدون تو اینجا واسم جهنمه
دیوار خونمون پر از سایه ی غصه و غمه
تحملی که تو دادی دیگه داره تموم میشه
مگه نگفتی همه جا ماله منی تا همیشه
دلم واست شور می زنه این دل و بی خبر نذار
تو رو خدا با خوبیات رو هیچ دلی اثر نذار
فکر نکنی از راه دور دارم سفارش میکنم
به جون تو فقط دارم یه قدری خواهش میکنم
اگه بخوام برات بگم شاید بشه صد تا کتاب
که هر صفحه ش قصه چند تا درده و چند تا عذاب
می گم شبا ستاره ها تا می تونن دعات کنن
نورشونو بدرقه پکی خنده هات کنن
یه شب تو پاییز که غمت سر به سر دل می ذاره
مریم همون کسی که بیشتر از همه دوست داره
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 11:3 PM توسط دختر شيطان |
فریبا جون تولدت مبارک!!!

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 11:3 PM توسط دختر شيطان |

شبي مرا جواب ميكني
و قصر كوچك دل مرا خراب ميكني
سر قرار عاشقي هميشه دير كرده اي
ولي براي رفتنت عجب شتاب ميكني
من از كنار پنجره تو را نگاه ميكنم
و تو به نام ديگري مرا خطاب مي كني
چه ساده در ازاي يك نگاه پاك و ماندني
هزار مرتبه مرا ز خجلت آب ميكني
به خاطر تو من هميشه با همه غريبه ام
تو كمتر از غريبه اي مرا حساب ميكني
و كاش گفته بودي از همان نگاه اولت
كه بعد من دوباره دوست انتخاب مي كني
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 10:56 PM توسط دختر شيطان |